X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
جمعه 11 آذر 1384 @ 06:56

گزارش خبرگزاری های مختلف از کنسرت اساتید

محمد رضا شجریان به اتفاق پسرش، همایون و نیز حسین علیزاده و کیهان کلهر از سه شنبه شب (هشتم آذر) در تالار وزارت کشور به اجرای قطعاتی از موسیقی سنتی در نغمه دشتی، بیات ترک و نغمه افشاری پرداختند.

این کنسرت قرار بود به مدت چهار شب برگزار شود که به دلیل استقبال گسترده علاقه مندان دو روز دیگر هم تمدید شد. استقبال گسترده مردم از اکناف کشور باعث ایجاد بازار سیاه بلیت هم شد که تمدید دوروزه این کنسرت هم نتوانست این عطش را بخواباند.


کنسرت با تکنوازی تار حسین علیزاده در نغمه اصفهان آغاز شد، ‌آوازی که از متعلقات دستگاه همایون است و علیزاده در کنسرتهای چند سال اخیر کمتر به سراغ این آواز رفته است.


مضرابهای پر و قوی، ریزهای شفاف و شمرده و نیز توانایی علیزاده در پرداختن بداهه به قابلیتهای یک گوشه از جمله ویژگیهای این نوازنده و آهنگساز شاخص موسیقی سنتی است.


علیزاده اگرچه در میان اهل موسیقی و علاقه مندان این هنر به نوازنده ای تکنیکی شهره است اما تکنوازی وی در گوشه های آواز اصفهان نشان داده که وی سعی داشته تا با انتخاب این بخش لطیف ازموسیقی ردیفی نمکی از حس و حال را نیز به کار خود ببخشد.


پس از تکنوازی حسین علیزاده گروه چهار نفره به روی صحنه آمدند و با نواختن پیش در آمد دشتی ساخته یوسف فروتن آغاز و با آواز شجریان در دشتی ادامه یافت.


شجریان درآمد دشتی را با بم ترین بخش صدای خود به همراهی کمانچه کیهان کلهر خواند و پس از آن در کردبیات با مطلع "دل زدستم رفت جان هم / بی دل و جان چون کنم" کار خود را ادامه داد و به آواز شور رفت و گوشه خسرو و شیرین در این دستگاه را با مطلع "چو گل هردم به بویت جامه درتن / کنم چاک از گریبان تابه دامن " خواند.


همنوازی علیزاده با شجریان در این بخش بیش از آنکه بر ساختار سنتی جواب آواز متکی باشد، بر ساختاری بداهه و گاه ریتمیک متکی بود. با اجرای تصنیف "بزن آن زخمه" کار گروه در بخش اول به پایان رسید.


بخش دوم: بیات ترک و افشاری


بخش دوم کنسرت به آواز بیات ترک و افشاری، از متعلقات دستگاه شور اختصاص داشت و نشان می داد که گروه چهار نفره شجریان، در چند سال گذشته عمده کارهای خود را بر این دستگاه، که از آن به عنوان دستگاه مادر یاد می شود، متمرکز کرده اند.


آغازگر این بخش ضربی بیات ترک، با مبنا قرار دادن گوشه روح الارواح بود که پس مدتی با آواز شجریان همراه شد.


سپس چهار مضراب حسین علیزاده با آواز پدر و پسر در آمیخت. با اجرای مثنوی بیات ترک که به صورت پرسش و پاسخ میان همایون و محمدرضا در رفت و برگشت بود، و تصنیف "سلسله مو" مجموعه قطعات بیات ترک پایان گرفت و گروه پس از وقفه ای کوتاه برای کوک کردن ساز ها بخش افشاری برنامه را آغاز کرد.


"رقص زار" که از جمله تازه ترین ساخته های حسین علیزاده به شمار می رود، آغازگر این یخش بود. ملودی محکم و موتیفهای پرقدرت از جمله ویژگیهای این قطعه بود که با آواز همایون و پدر و نیز کمانچه کلهر قوت و قدرت افزونتری گرفت.


"رقص زار" از جمله مراسم آیینی موسیقایی در جنوب و شرق ایران است که به نظر می رسد، علیزاده با تاسی از این مراسم به آفرینش این قطعه دست یازیده است.


در این بخش هم همایون شجریان گوشه عراق افشاری، گوشه اوج این آواز، را خواند و سپس تصنیف "دستی افشان" روی شعر سهراب سپهری به برنامه پایان داد.


تشویقهای بی امان تماشاگران سبب شد تا شجریان و گروه پس پایان رسمی برنامه ها دو بار دیگر به صحنه بیایند و ایتدا تصنیف قدیمی "دوش، دوش" و سپس ترجیع بند همیشگی کنسرتهای چند سال اخیرش، یعنی تصنیف "مرغ سحر" را خو اند.


درباره تصنیفها


جز تصنیفهایی که حسین علیزاده ساخته، دو تصنیف قدیمی نیز خوانده شد که ساختار هردوی آنها به مانند بسیاری از تصانیف قدیمی بر بنیاد کار و عمل است.


تصنیف اولی که در نغمه دشتی خوانده شد پیش از این از سوی سیدعلی اصغر کردستانی به زبان کردی خوانده شده بود که در این اجرا با نهادن شعر فارسی "رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن" بر همان ملودی قدیمی آن را اجرا کردند.


تصنیف قدیمی دوم، "ای سلسله مو سر سلسله بر هم زن،، اما ناشناخته بود و وقتی از کیهان کلهر درباره سازنده این تصنیف پرسیدم تاکید کرد که نتوانسته دریابد چه کسی آن را ساخته است.


دو تصنیف دیگر این کنسرت از تازه ترین ساخته های حسین علیزاده است که یکی در نغمه دشتی و دیگری در نغمه افشاری ساخته شده بود


وجه مشترک هر دوی این تصانیف، نو بودن قالب شعری آنها بود. حسین علیزاده در برخی از تصانیفی که پیش از این ساخته بود (از جمله تصنیفی در دستگاه شور در آلبوم شورانگیز) نشان داده بود که به تلفیق شعر و موسیقی مطابق با معیارهای کلاسیک تلفیق شعر وموسیقی چندان اعتقادی ندارد، و آهنگ و ملودی برای وی اهمیتی افزون تر دارد.


در این کنسرت آهنگ وی بر روی شعر محمدرضا شفیعی کدکنی بسیار خوب نشسته و از معدود تصانیف موسیقی سنتی است که در تلفیق با شعر نو موفق از کار درآمده است.


اگر بخشی از این توفیق وامدار درک موسیقایی علیزاده است، بخش دیگر آن به ساختار شعری شفیعی کدکنی بازمی گردد که در استفاده از واژگان کهن در اشعار نوی خود دستی چیره دارد.


علیزاده در این تصنیف از مدگردانی (با همان تکنیک استفاده از گوشه های مشابه برای رفتن به دستگاه دیگر) به خوبی استفاده کرده بود و شنونده خبره می توانست دریابد که در بخشهایی از تصنیف که همایون شجریان به همراهی با پدر می پرداخت، در واقع گوشه حصار در دستگاه چهارگاه را در همین تصنیف اجرا می کرد.


هر چقدر علیزاده در ساخت تصنیف "بزن آن زخمه" توفیق داشت در ساخت و تلفیق شعر و موسیقی تصنیف "دستی افشان"، که با استفاده از شعر سهراب سپهری ساخته شده بود، کم توفیق بود.


به نحوی که شنونده حس می کرد که به زور این قطعه و ملودی هابه این شعر چسبانده شده است.


موخره


کنسرت شجریان اگر چه بار دیگر بخشهای کلاسیک موسیقی سنتی ایران را در عالی ترین وجه خود به نمایش نهاد، اما نشان داد که او با روزهای اوج خود فاصله دارد.


اگر چه عموما در کنسرتهای موسیقی سنتی بهترین اجراها به شبهای پایانی اختصاص دارد و باید منتظر بود و اجراهای دیگر شبهای این گروه را نیز مورد ارزیابی قرار داد.


اینکه در این اجرا از کیهان کلهر هیچ قطعه ای اجرا نشد نیز از جمله پرسشهایی بود که به نظر می رسد پاسخ آن را باید در کنسرتهای بعدی این گروه جستجو کرد.


از نکات حاشیه ای برنامه می توان به دکور کار که طرحی از قله دماوند بود و نیز صدابرداری خوب کار اشاره کرد. حمید رضا نوربخش که مدیریت این کنسرت را بر عهده داشت گفت که نزدیک به ۶ ساعت برای تنظیم صدا برداری کار وقت صرف شده است


منبع:بی بی سی

محمد رضا و همایون شجریان، علیزاده و کلهر روی صحنه رفتند تا جمعی از مشتاقان ساعتی با موسیقی ایرانی خود را فراموش کنند


 

دیگر از دکور باشکوه بم خبری نیست. این بار توری سفید جای آن دکور باشکوه بم را گرفته است. توری که می گویند نمادی از دماوند است. 4 جایگاه سفید برای نشستن گروه قرار دارد که نور آبی بر آن افتاده است. بر کف صحنه نیز تور قرمز قرار دارد با گلبرگ های سرخ.
مردمی که وارد شده اند جایگاه و صندلی خود را پیدا می کنند و بر آن می نشیبنند. خوان های بلیت، ترافیک، شلوغی را پشت سر گذرانده اند.
صندلی ها تک تک پر می شود. عقربه ها هم سریع حرکت می کنند. 8 می شود، 8:30 و صدای کف زدن ها بلند می شود. هر بار از گوشه ای از سالن...و ناگهان سکوت و بعد تشویق ها هماهنگ می شود. صدای بسته شدن صندلی ها می آید. مردم به پاخاسته اند برای حسین علیزاده و تارش،به احترام مردم خم می شود
بر اولین جا می نشیند.
سازش را کوک می کند. او که هر بار با بداهه نوازی اش توانسته زخمه ای بر دل دیگران بزنداین بار هم موفق می شود؟ یاد رودخانه سفید و همراهی اش با ژیوان گاسپاریان را تداعی می کند یا کنسرت قبلی گروه چهارنفره «همنوا بابم» را؟
چراغ ها هنوز روشن مانده اند نورشان بر چشم مردم می تابد به ناگزیر بسیاری چشمان خود را می بندند و بی توجه لبه تلویزیون های بزرگ تالار گوش می سپارند به این همراهی ساز و انسان.
وقتی چراغ ها خاموش می شود دوربین ها نیز توان خود را نشان می دهند و او را هر بار از زاویه ای تصویر می کنند. پشت و جلو تا مردم عقب سالن راحت تر بتوانند حرکت دستانش را دنبال کنند. دیگر سکوت بر سالن حاکم است تا علیزاده راحت تر بتواند «بزن آن زخمه» را بنوازد.
فاصله بین رفتن او و آمدن گروه با هم فاصله ای کوتاه است که با تشویق پر می شود. کیهان کلهر، محمدرضا شحریان ،پسرش همایون و علیزاده می آیند. لباس های رنگ روشن پوشیده اند با یقه ای سنتی.می نشینند.
این بار نوبت نواختن و خواندن پیش درآمد آواز دشتی از «یوسف فروتن» است.
هرکس سازش را می نوازد و شجریان با حرکت سر و گردن همراهی می کندو سرانجام صدای شجریان بار دیگر در تالار وزارت کشور شنیده می شود. پس از خواندن دوباره اش هنگام حضور در جشن خانه سینما در تالار وحدت که به خواندن تصنیفی که بسیار دوست داشت قناعت کرد. او این بار خواند:«دل ز دستم رفت و جانم/ بی دل و جان چون کند/سر عشقت آشکار گشت/ پنهان چون کنم»
هم نوازی کمانچه کلهر و تار علیزاده با هم ادامه پیدا می کند تا شجریان ها بخوانند:« چون خروشم بشنود هر بی خبر گوید خموش / می تپد دل در برم می سوزد دل جان چون کند
...
رو سر بنه به بالین / تنها مرا رها کن/ ترک من خراب شبگرد مبتلا کن/ ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده »
....
تصنیفی قدیمی از اشعار مولانا «چو گل هر دم جامه بر تن کنم چاک از گریبان تا به دامن»
گروه می نوازد. اینک نوبت «بزن آن زخمه » است، همان که ابتدا بداهه نوازی اش را علیزاده اجرا کرد و آهنگسازی اش را نیز انجام داده است. گروه بر شعری از «شفیعی کدکنی» می خوانند و می نوازند. پدر و پسر باهم . صداهایشان می آید و می رود، یکی قبل از پایان دیگری هر چند با هم شروع کرده اند«بزن ساز اگر چند از آن سیم گسسته است / بزن زخمه اگر چند در این کاسه تنبور نمانده است صدایی»
و بخش اول پایان می گیرد با «اگر این پرده بیفتد من و تو نیز نمانیم»
و با تنها قطعه جدید بخش اول این برنامه اما بخش دوم همه قطعاتی است که برای اولین بار در ایران اجرا می شود.شجریان ها «تصنیف قدیمی» را با آواز افشاری می خوانند
«دو چشم مست نیلگونم / دو خواب آلوده /...هر آینه باز نگو تو آزادی و غم گوید گرفتاران /..اگر آن عیار شهرآشوب روزی مال من شود...دمم با جان برآیئدد که درونم یک همدم نمی بیند... من و رازی است به خون دیده ....ولیکن با که گویم چو محرم نمی بیند»
و حافظ نیز به کمک آنها می آید در قطعه «مقدمه روح الارواح» تا آنان با آواز بیات ترک و افشاری بخوانند:«شب نشین کوی سربازان و رندانم چوشمع/ روز و شب خوابم نمی آید به چشم غم پرست – بس که در ذر بیماری هجر تو گریانم چو شمع» و پایان می گیرد این قطعه با «آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت/ آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع»
ضربی افشاری رقص زار همراه با آوازی که می خواند«ای سلسله مو بر طره پر خم زن /یک سلسله مو بگشا صد سلسله برهم زن»
اما نیایش سهراب سپهری با نام «دستی افشان » قرار بود آخرین قطعه اجرا شده این کنسرت باشد،این بار هم آهنگساز حسین علیزاده .
آنان آغاز کردند «دستی افشان، تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد،هر قطره شود خورشیدی باشد که به صد سوزن نور ، شب ما را بکند روزن زوزن»
و تا پایان این قطعه را خواندند:«ای دور از دست!پر تنهایی خسته است. گه گاه، شوری بوزان باشد که شیار پریدن در تو شود خاموش»
تشویق ها نشان می داد که حاضران با بد و خوب کنسرت راضی هستند. به سوی صحنه می روند تا گل هایشان را بدهند جماعت زیادی آن جلو جمع می شود. گروه چندین بار طولانی تعظیم می کنند و می روند. مردم ناباور فریاد می زنند «مرغ سحر» ، «مرغ سحر» و از گوشه دیگر «فریاد» را می خواهند.
گروه بر می گردد. تشویق ادامه پیدا می کند. شجریان پدر می خواهد تا سکوت بر قرار شود تا سازها کوک شوند. به افتخار مرغ حق ایران کف می زنند. او باز هم سکوت می خواهد تا «دوش دوش ... باز باز.... با دو چشم ابروی پیوسته ...آتش دل من ...» را بخوانند. پدر و پسر با هم. همایون شجریان ورزیده است مثل کنسرت بم صدایش از صدای پدر کم نمی آورد و دوشادوش او می خواند. پدر نیز او را همراهی می کند.
تشویق ها و صداهای پایان قطعه «مرغ سحر» را می خواهند، یک صدا تا خاطره های گذشته را زنده کنند و استاد پاسخ می دهد:« مرغ سحر ناله سر کن ...داغ مرا تازه تر کن ..» و پسر هم او را همراهی می کند.
و مردم را در حالی که دستانش را برای همراهی بلند کرده اند همراه آنان می خوانندbr>این دست ها با تشویق ها همان بالا می ماند و بلند و یک صدا ادامه پیدا کرد تا این سه هزار نفر اولین شب کنسرت از سالن خارج شوند


منبع:میراث خبر