جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 11 خرداد ماه سال 1387

متاسفانه با وجود تجربه های نا موفق  گذشته فروش اینترنتی بلیط کنسرت محمد رضا شجریان بار دیگر شاهد اختلال در روند فروش بلیط کنسرت هستیم.

زمان آن رسیده تا تیم برگزاری کنسرت و در راس آن محمد رضا شجریان پیش از اعلام فروش اینترنتی بلیط به فکر تقویت فنی سایت فروش باشند . تغییر چند باره تاریخ و نحوه فروش بلیط جز دلزدگی و رخوت چیزی را به هنردوستان ایرانی تقدیم نمی کند و در این میان ساعت ها وقت و انرژی کاربران به هدر می رود .

کم کم عذرخواهی نیز به شیوه ای ناکارامد تبدیل می شود و آنچه در خاطره ها ثبت  و در تاریخ ماندگار می شود عدم توجه مدیران برگزاری و شخص استاد آواز ایران به مخاطبان موسیقی ایرانی خواهد بود.

استفاده از اینترنت به عنوان راهی مطمئن و کم دردسر تنها زمانی مورد تایید است که زیرساخت های مناسب برای ارائه خدمات از طریق اینترنت فراهم باشد نکته ای که هنور پس از گذشت سال ها و چندین تجربه نا موفق از سوی برگزار کنندگان کنسرت های آقای شجریان نادیده گرفته می شود .

دوشنبه 6 خرداد ماه سال 1387

کنسرت های موسیقی در سال جدید نوید بخش سالی پر رونق در حوزه اجرای موسیقی است . امید که در کنار توجه به سطح کمی کنسرت ها به کیفیت آثار توجه بیشتری شود و جشنواره موسیقی فجر نیز پربار تر از سال گذشته برگزار شود . تنها رخداد بین المللی موسیقی ایران که که باید به عنوان نماد پویایی موسیقی ملی کشورمان در عرصه جهانی شناخته می شد تا کنون در رسالت خویش ناموفق بوده که در این بین همراهی اساتید برجسته موسیقی  و هنرمندان جوان را می طلبد .

امید که متولیان حوزه هنر در کنار تلاش برای برگزاری کنسرت ها به روند آموزش نیز توجه ویژه ای داشته باشند. با آرزوی روزهایی خوش در سال پیش رو برای موسیقی . 

دوشنبه 5 فروردین ماه سال 1387

تنبور مست فرارسیدن نوروز باستانی را به یاران همراه تبریک عرض نموده آرزوی سالی پربار برای هنر موسیقی را دارد .با امیدبه این که در سال نو از فراق نگوییم ٬ بار دیگر یاد و خاطره حاج قربان سلیمانی را گرامی می دارم و سر آغاز  سال نو را به بامداد خسته ادبیات ایران وامیگذاریم:

سالی

نوروز

بی‌چلچله بی‌بنفشه می‌آید،
بی‌جنبش ِ سرد ِ برگ ِ نارنج بر آب
بی گردش ِ مُرغانه‌ی رنگین بر آینه.

 

سالی

نوروز

بی‌گندم ِ سبز و سفره می‌آید،
بی‌پیغام ِ خموش ِ ماهی از تُنگ ِ بلور
بی‌رقص ِ عفیف ِ شعله در مردنگی.


سالی

نوروز

همراه به در کوفتن مردانی

سنگینی‌ بار ِ سال‌هاشان بر دوش:
تا لاله‌ی سوخته به یاد آرد باز
نام ِ ممنوع‌اش را

و تاقچه گناه

دیگر بار

با احساس ِ کتابهای ممنوع
تقدیس شود.

در معبر ِ قتل ِ عام
شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد.

دروازه‌های بسته

به ناگاه

فراز خواهد شد

دستان اشتیاق

از دریچه ها دراز خواهد شد

لبان فراموشی

به خنده باز خواهد شد

و بهار

در معبری از غریو

تا شهر خسته

پیش باز خواهد شد.

 

سالی

آری

بی گاهان

نوروز

چنین

آغاز خواهد شد.