X
تبلیغات
نماشا
رایتل
شنبه 10 اردیبهشت 1390 @ 03:26

شاهنامه خوانی ناظری

در واپسین روزهای سال 89 شهرام ناظری به همراه گروه فردوسی پس از مدت ها بر روی صحنه رفت و تازه ترین دستاورد موسیقایی خود را به مخاطبانش ارائه نمود. دستاوردی که به گفته ناظری از سال های بسیار دور رویای آنرا در سر داشت . 

تلاش  تحسین برانگیز ناطری درمجموعه آواز اساطیر که بر روی اشعار شاهنامه کردی تهیه شده بود نویدبخش تجربه موفق دیگری در کارنامه این استاد آوار ایران بود .  این بار داستان کاوه و ضحاک نه به کردی که با زبان فردوسی و  موسیقی مقامی یارستان برای اجرا انتخاب شده بود .تاریکی جامعه و غم ستم ضحاک  بر مردم با هوره و مور و سیاچمانه نمایان شد. جلوشاهی ومجنونی نواهایی بودند که ناظری را از پادشاهی ضحاک تا ظهور کاوه آهنگر همراهی کردندو در نهایت با سحری به پیشواز سقوط ضحاک رفت . بی شک وجد و نشاطی که سحری به شنونده القا می کرد دست کمی از سرود فتح کاوه نداشت. تنظیم  مقام های مذکور هرچند دستخوش تغیییرات بعضا اساسی شده بود و تا حدودی مشخصا گوش مخاطبان بر اصالت نواهای گورانی یارسان اولویت یافته بود اما همچنان بکارت موسیقی مقامی یاری پیراهنی برازنده بر شعر کهن و حماسی فردوسی بزرگ بود و ناظری به زیبایی ایستاده از شکست ضحاک سخن گفت. 

داستانی که گویا برای اهالی شیراز مجاز دیده نشد و از اجرای ناظری در این شهر جلوگیری به عمل آمد . شاید دوستان ممیزی پس از اجرای تهران ایستاده بودن ناطری و داستان ضحاک را پا فراتر نهادن از خطوط قرمر نامرئی شان قلمداد کرده اند.

امید که در آشفته بازار موسیقی به اندک نشانه های به جا مانده از موسیقی ملی توجه بیشتری شود و در سال 90 شاهد لغو اجرا ها به دلایل نامعلوم نباشیم و مسئولان فرهنگی در  شهر های مختلف در برخورد با هنرمندان از وحدت رویه ی بیشتری برخوردار شوند.