X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سه‌شنبه 18 فروردین 1388 @ 03:57

جایگاه آواز در موسیقی لرستان

اشاره:کنکاش در وقایع گذشته بر مردم لرستان و سیری در ژرفاژرف سرگذشت فرهنگی و تاریخی آن، در گرو بررسی موشکافانه در چهره‌های ناشناخته زندگانی نیاکان سخت‌کوش این مرز و بوم است.

نیاکانی که با طبیعت و سرشت گیتی، انس و الفتی ژرف و با پدیده‌های پیرامون خویش پیوندی ناگسستی داشتند و در برخورد با مشکلات، با تبیین پدیده‌های ناشناخته، تجلیات ذهنی را به گونه‌های مختلف بر پردة زندگانی، نقشی آشکار و جاوید می‌زدند.
هر چند بازشناسی بخشی از ویژگیهای زندگی این مردم، با بررسی آثار دست و اندیشه آنها که در قالب عناصر مادی و مینوی تجلی یافته و به یادگار مانده‌اند، شدنی است، ولی گذرگاه ورود به ک‍ُنه زندگانی آنها و اشراف بر بسیاری از ویژگیهای ناشناخته زیست و زندگی این مردم دلیر، جز مطالعة دقیق و همه جانبة چند و چونیهای جلوه‌های گوناگون امروزی نخواهد بود.
با وجود اینکه با مطالعه و معرفی آثار فرهنگ مادی و معنوی هر جامعه و پژوهش علمی در همین گذرگاه سخت و دقیق می‌توان به این جهان ناشناخته راه یافت، ولی بررسی فرهنگ‌ عامه مرز و بوم لرستان و پرداختن به همه عناصر فرهنگی آن شدنی نیست، اما با هدف نمایش گوشه‌هایی از تبلور فرهنگ عامه مردمان خردمند این مرز و بوم و ترغیب بیشتر پژوهشگران مشتاق به دریای بیکران فرهنگ موسیقایی، روزنه‌هایی از این تصویر توصیف‌ناپذیر را می‌گشاییم.

آوازهای بدون ریتم یا با متر آزاد

علی سونه(علی دوستی)

به طور کلی همان‌گونه که از این عنوان پیداست، آوازهای لری که گاهی نام مقام نیز می‌گیرند، بدون ریتم هستند و با متر آزاد اجرا می‌شوند.
متداول‌ترین این آوازها، که نقش بسیار مهمی را در این موسیقی ایفا می‌کنند، علی‌سونه است که توسط مردان، به شیوة تکی یا گاه به صورت مکالمات چهار یا پنج نفری (به حالت سؤال و جواب) همراه با کمانچه که ساز ویژة موسیقی لری است، اجرا می‌شود.
این آواز، گاه در دلتنگی، گاه در اوقات فراغت، در حال کار، در شادمانی و سور، گاهی به انگیزه تهی کردن درون از فشارهای روحی و شکوه و شکایت از جور روزگار، پند و اندرز و گاه در جلوه غم عشق، از حنجرة توانایان این شیوه و با دست و پنجة نوازندگان زبردست خوانده و نواخته می‌شود.
مضامین اشعار آن با گویش لری و در قالب تک‌بیتهایی که با حال و هوای آن موسیقی یگانگی دارد، گوش نیوشندگان راستین آن را می‌نوازد.
برخی اوقات نوازندگان، این مقام را بدون آواز و با ساز تنها، به عنوان مقدمه‌ای برای خواندن ترانه‌ها، قطعات ضربی و رقص اجرا می‌کنند.
در بیان قدمت این آواز همین بس که آن را اصیل‌ترین، محبوب‌ترین، رایج‌ترین و مردم‌آشناترین نوای کهن می‌شناسند. برخی از اشعار این آواز عبارت‌اند از:

بار کنیت تا بار کنیم دی ملک دلگیر
تو دِ غصه مه د حسرت هر دک پبیم پیر

رخت بر بند تا رخت بربندم از این سرای دلگیرکه تو از غصه و من از حسرت، هر دو با هم پیر شده‌ایم.

پیرکه بیم کورکه بیم دو تا دو تامه
موز بره دگزم منسم پایامه
پیر و کور گشتم و پشتم خمیده شد،
عصا در دستم گویی پاهای من است. 

عزیزبکی و میرنوروزی(عزیزبیگی و میرنوروزی)

این دو گونة آوازی نیز همچون آواز علی‌سونه همراه با کمانچه و توسط مردان خوانده می‌شود. نام این آوازها منسوب به دو شاعر هنرمند و توانای لر زبان، عزیزبیگ و میرنوروز هستند. در فرم اجرای این آوازها که بنا به ذوق و اندیشه این دو شاعر، آفریده شده‌اند، از اشعار ایشان استفاده می‌شود.
این دو آواز شاخه‌هایی از آواز علی‌سونه هستند که نه حالت مویه را دارند و نه به صورت خاص، علی‌سونه محسوب می‌شوند و همین نکته نشانة قدمت دیرینة علی‌سونه و بنیادی بودن این مقام در آوازهای محلی لری است.
نمونه آواز عزیزبکی:
درد دل یا می‌کشم تا می‌کنم پیر
یا مورم دو قورس‌ُ یا وطن دیر
درد دل یا می‌کشد مرا یا پیرم می‌کند،
یا به گورستان و یا به وطنی دور می‌برد مرا.
نمونة آواز میرنوروزی:
گردش چرخ فلک نی و مرادم
شادی رت د خاطرم غم من و یادم
گردش روزگار به کامم نیست،
شادی از خاطرم رفت و غم به یادم مانده است. 

ساری خونی(ساریه خوانی)

از دیدگاه اهمیت آوازها در لرستان، ساری‌خونی با شهرتی تقریباً هم‌ردة علی‌سونه، از حال و هوایی ویژه برخوردار است. غم و حزن مشهود در این آواز بارزترین ویژگی نهفته در آن است.
ساری‌خونی عمدتاً به مویه نزدیک‌تر است و این غم‌انگیزی و حزن‌آلودی، گاه تا بدانجاست که در مراسم سوگ نیز از آن استفاده می‌شود. این آواز را مردان به همراهی کمانچه می‌خوانند و با اشعاری به گویش لری، فضای حزن‌انگیز موسیقی آن را غمی دو چندان می‌بخشند.
آسمو اوری گرت تیره و تیره
کی دیه کرو بواَ وایک بمیره؟
آسمان را ابری تیره فرا گرفته است.
که دیده است پدر و پسر با هم بمیرند؟
ای دله سی دیلرو هه می‌زنی زار
یه تونو به دیلرویه دینه یار
ای دل از هجر دهلران (که یارت در آنجاست) پیوسته در زاری و ناله‌ای.
این هم تو و دهلران و دیدن یار. 

شیرین خسرو یا نظامی و شه‌نومه‌خونی (شاهنامه‌خوانی)به انگیزه اینکه قوم لر، همچون اقوام دیگر که گاهی در موسیقی خویش از اشعار کلاسیک شعرای صاحب‌نام ایران‌زمین استفاده کرده‌اند، در لرستان نیز فردوسی شاعر حماسه‌سرای نامدار و نظامی، از محبوبیتی خاص برخوردارند.
دو سبک آوازی فوق بر اساس اشعار این دو شاعر از دیرزمان آفریده شده و تا به امروز نیز زینت‌بخش موسیقی آوازی لرستان بوده‌اند.
این آوازها با حال و هوایی ویژه در یگانگی با شعر، توسط مردها و بیشتر به همراهی کمانچه و گاه بدون آن اجرا می‌شوند.
اشعار شیرین خسرو برگزیده‌ای‌ است از منظومه شیرین و خسرو نظامی گنجوی و اشعار شاهنامه در قالب حماسی‌ترین آنها روشناس است.
نیاز به یادآوری‌است که این اشعار همچون اصل هویت خویش به زبان پارسی خوانده می‌شوند.
نمونة شعر نظامی (شیرین و خسرو):

به شیرین گفت که ای چشم و چراغم
همای گلشن و طاووس باغم
نمونة شعر شه‌نومه‌خونی:
به روز نبرد آن یل ارجمند
به شمشیر و خنجر به گرز و کمند
برید و درید و شکست و ببست
یلان را سر و سینه و پا و دست 

مویه (مویة لری)

مویه، آوازی غم‌انگیز و نوایی حزن‌انگیز است که مشخصاً در مراسم سوگ و سوگواری و در غم از دست رفتن عزیزان، عمدتاً توسط یک زن تک‌خوان با گروهی از زنان و بدون همراهی ساز خوانده می‌شود.
ملودی و اشعار با فرمی مشخص در هم می‌آمیزند، ولی بدون ریتم و با متر آزاد اجرا می‌شوند.
اشعار این آواز به گویش لری، بیشتر در اوصاف متوفی و گاه در جلوه‌های پند و اندرز و گله و شکایت از روزگار خوانده می‌شود.
مویه بیشترین سهم را در اجرای مراسم سوگواری و پرسه دارد و گاه تا یک‌سال در گردهم‌آییها در منزل متوفی خوانده می‌شود.
این‌ آواز به ندرت توسط مردان اجرا می‌شود و در چنین حالتی در جمع مردان، یک مرد و در میان گروه زنان، یک زن به عنوان سر مویه1 اجرای شعر و آواز را بر عهده دارند.
نمونه‌ای از اشعار:

اربونسیمه میری دَ نمی‌آیی
بار بونت می‌نیام هر چی بهایی

اگر می‌دانستم که می‌روی و دیگر برنمی‌گردی، بار و توشه‌ات را آن چنان که می‌خواستی مهیا می‌کردم. 

مور یا هوره (مویة لکی)ویژگیهایی که در بخش گذشته در مورد مویة لری بر شمردیم، همه و همه مشترکاتی هستند که در بخش هوره (مویه لکی) صدق می‌کنند به جز نکات و مشخصات دیگری که شرح آن در زیر آمده است.
گونه‌ای دیگر از آواز بدون ریتم که در سوگ و کوه‌چر2 در میان لکها3 رایج است و به شیوه‌ای خاص در این ایام خوانده می‌شود، به نام مور و یا هوره روشناس است که گاه به نام مقام از آن نام برده می‌شود.
در این شیوه، کلام (شعر) و ملودی به گونه‌ای خاص، در هم آمیختگی دارند، آن چنان که به زیبایی تمام، شعر در خدمت ملودی قرار می‌گیرد. ساختار ملودی فوق‌العاده و پر محتوی است و قدمتی دیرینه دارد. گاه کلام و ملودی آن چنان در یکدیگر حل می‌شوند که به خاطر ویژگیهای پر جذبة ملودی، شعر شنیده نمی‌شود.
شاید در مورد این آواز زیباترین سخن این است که:
احساس و قدرت تجلی در قالب ملودی و شعر در خدمت ملودی قرار می‌گیرد. آن چنان که شرح داده شد هوره یا مور با اشعار لکی خوانده می‌شود و مشخصاً مربوط به مناطق شمال و شمال غرب لرستان است. یادآور می‌شویم که همة آوازهای بدون ریتم با تفاوتهای اندک که از جهت شرایط مختلف هر بخش از لرستان روشناس است، در همه این مناطق رواج دارد، ولی هوره یا مور به صورتی خاص، بیشتر در مناطق فوق که مربوط به لک‌زبانهاست، عمومیت دارد.
نمونه‌هایی از اشعار هوره:

مرساتی در چو داخت ل جرگم
سنگ بو و بالین گل بو و برگم
ساعتی یا زمانی داغ مهر تو از دلم بیرون می‌رود
که سنگ، بالینم باشد و گل بسترم.
وتم ای دنیا هر و کامم بو
تو مرز مرگ و خاک سرانجامم بو
می‌اندیشیدم که این دنیا به کام من است،
گو اینکه خاک و مرگ سرانجامم خواهد بود. 

لالایی

لالایی از زیباترین و لطیف‌ترین آوازهایی است که ریشه در کهن‌ترین تفکرات و احساسات مردم ایران‌زمین دارد.
در بررسی موسیقیهای فولکور نقاط مختلف ایران کهن، لالایی را می‌توان به عنوان یک بخش مشترک در میان آنها بازشناسی کرد. در کردستان، لرستان، خراسان و مازندران هر کدام به شیوه‌‌ای با ویژگیهای هماهنگ با شرایط اقلیمی و جغرافیایی، لالایی، پیوسته روشنگر پیوند ژرف و‌ آسمانی مادر و فرزند بوده است.
بینشوران کهن، مادر را زهدان بارگاه آفرینش در زایمان کارگاه هستی می‌دانند و او را تجلی‌گاه هزار و یک نام خدا می‌شناسند و فروغانی گوهر عشق را در آئینه‌داریهای مهرناب او می‌جویند.
مادر، نقطة کانون آفتاب مهر هستی است و فرزند بزرگ‌ترین تجلی‌گاه هستی‌مداریها، هستی‌پردازیها و مهربانیهای اوست.
از این دیدگاه و در باوری به حقیقت، تواناییهای نهادی مادر و پیوند زندگانی‌سازش با فرزند، آفریدگاری و پروردگاری و سازندگاریهای بیکران او را به خوبی می‌توان در جلوه‌گاه لالایی یافت. زمزمه‌های لالایی، جلوه‌گر هستی‌پردازیهای مادر در آرامش نهاد فرزند است.
او در سکوت و تنهایی، در خلوتگه سپنتایی خویش با جگرگوشه‌اش، به دستاویز نوایی که سر جان برمی‌خیزد و بر آئینه نهاد فرزند و گوش جان او حکم دم مسیحایی را دارد، گاه در چهر مهربانیها و دلسوزیها و غمخواریها، گاه در چهر آرزوهایی که فرزند را آئینه آن می‌داند و گاه در چهر بازگوی تاریخ و فرهنگ نیاکان او، چامه‌هایی را بر جان و روان و هستی‌اش، زمزمه‌ساز زندگانی راستین می‌سازد.
نمونه‌هایی از اشعار لالایی:

ای سیقه توخالیا گوشه لوت بام
وسیقه پرخاشیا ور خواوت بام
ای روله نگرو روله نگرو روله نگرو
هالا لای لای هالالای لای
هان فدای تبخالهای گوشة لبت شوم،
فدای پرخاشگریهای هنگام خوابت شوم،
فرزندم گریه مکن گریه مکن گریه مکن،
ها لالای لای هالالای لای
لالایی سیت بکم تا خواوت بیا
چشیات د خواوبوآ بوت بیا
لالایی برایت بخوانم تا خوابت ببرد،
چشمانت در خواب رود و پدرت بیاید. 

 

 

پی‌نوشت:۱. در میان ل‍ُرزبانان به کسی که مشخصاً آواز مویه می‌خواند، سرمویه‌خوان می‌گویند.
۲. کوه‌چر به چراندن گله و رمه در کوه و دشت منسوب است.
۳. ساکنین مناطق شمال و شمال غرب لرستان