خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 20 تیر ماه سال 1386

در ادامه انتشار آثار زنده یاد سید خلیل عالی نژاد گوش جان می سپاریم به نوای تار این هنرمند گرامی به همراه دکلمه و آوازی در مدح حضرت امیر ( ع ) .

مدد از علی طلب کن به هر بلا و هر غم

متوسل جنابش دل آدم است و خاتم

به خدای هر دو گیتی ز کسی به هر دو عالم

به جز از علی نیاید هنر گره گشایی

این اثر زیبا را با نام جلوه خدا در قسمت دانلود دریافت کنید .

شنبه 16 تیر ماه سال 1386

محمد رضا لطفی دیشب پس از بیست و چهار سال در کشورش به اجرای برنامه پرداخت . کنسرتی که در آن لطفی از تار شروع کرد و به دف و کمانچه و در نهایت سه تار رسید . بداهه نوازی های لطفی با تارش دل نواز نبود . شاید از دل بر نمی آمد که بر دل نمی نشست . لطفی افشاری می زد اما هرگز ما را به خاطره ها پیوند نداد و در دل ها خاطره ساز نشد .

لطفی

پس از تنفس لطفی به کمانچه نوازی پرداخت . سازی که نظریات لطفی پیرامون آن حساسیت های فراوانی در بر داشت . آرشه کشیدن های لطفی از یک کمانچه نواز توانا فاصله داشت و این موضوع روح را می آزرد که چرا بر هنری که از آن دیگران است سایه افکنیم و هنر خویش نیز فراموش کنیم . پس از پایان کمانچه نوازی سه تار در دستان لطفی آرام گرفت . اصفهان می زد و اندکی  دقایق نه چندان شورانگیز گذشته از ذهن مخاطبان محو شد و برای لحظاتی احساس کردند که مرد سفید پوش  همان محمد رضا لطفی است .

کنسرت لطفی پس از سال ها در ایران آنگونه که شایسته بود اجرا نشد . علاوه بر موارد فوق نا هماهنگی در قرار دادن صندلی های حاضران برای بسیاری مشکل ساز شد . در حالی  که در فضای باز کاخ نیاوران ارتفاع نقاط نزدیک به سن به صورت طبیعی از ارتفاع نقاط دور تر بیشتر است در نحوه قرار دادن صندلی ها به هیچ هنوان این نکته در نظر گرفته نشده بود و صندلی های ردیف ۲۷ تا ۳۲ از دیدن صحنه محروم شدند و در برخی مکان ها حتی امکان دیدن تصویر نوازندگان از دو صفحه نمایش تعبیه شده در محل هم میسر نبود . از طرفی همین مشکل هم برای ردیف جلو نیز به دلیل فاصله زیاد هنرمندان ازابتدای سن وجود داشت . نور پردازی اجرا هم که به جز خطای دید ارمغانی برای هواداران لطفی نداشت .

نخستین شب اجرا ی لطفی در تهران به اندازه  بیست و چهار سال غیبت این هنرمند از صحنه اجرا در وطنش ناهماهنگ بود .  شاید آقای توکلی مدیر برنامه های آقای لطفی که در زمان اجرا و بعد از آن دو چهره ی کاملا متضاد را در مقابل انتقاد ها از خود نشان داد  یکی از مسببان این نا هماهنگی ها بود . به گونه ای که عده ی قابل توجه ای پیش از پایان برنامه نیاوران را ترک کردند . باید استاد و در انتظار شب های دیگر هنرنمایی لطفی ماند .

***

عکس از خبرگزاری فارس

***

تنبور مست درگذشت مادر استاد محمد رضا شجریان را به ایشان تسلیت عرض کرده آرزوی آرامش برای عزیر درگذشته دارد.

جمعه 8 تیر ماه سال 1386

اکبر گلپایگانی به عنوان یکی خوانندگان برجسته ایران در پیش از انقلاب شناخته شد و فعالیت هنری وی هرچند کمرنگ تر در سال های گذشته ادامه یافت . این هنرمند گرامی در جدیدترین مصاحبه خود نکاتی را مطرح کرده اند که حساسیت هایی را برانگیخته است . گرچه ایشان در این مصاحبه از مخاطب قراردادن نام خاصی به عنوان منتقد شونده  دوری جسته اند اما با اندکی دقت در سخنان شان به یک نام برجسته خواهیم رسید . تنبور مست ضمن ادای احترام به این هنرمند گرامی نکاتی  را یادآور می شود :

نخست اینکه من در این نوشتار از تعارفات معمول پرهیز میکنم . از القابی چون استاد چشم پوشی میکنم و روی سخن شما  را محمد رضا شجریان می دانم.

آقای گلپا . شخصیت هنری و مردمی شما در حدی است که تخریب شخصی دیگر در گفته های شما کم لطفی به شعور و شخصیت هوادارانتان است . مدت ها است که در مصاحبه ها و یا مجالس خصوصی به صراحت یا کنایه سخنانی را مطرح می کنید که خودآگاه یا ناخودآگاه موجب گسست و تقابل شما و هوادارانتان با طیف گسترده ای از هنردوستان و هنرمندان شده است که در صف نخست این دسته محمد رضا شجریان قرار دارد.

کارنامه هنری شما بر کسی پوشیده نیست و فعالیت شما شایسته ستایش است . اما به خاطر داشته باشید همیشه آغازگر هر راه پیشرو نیست و گاهی باید در برابر برتری دیگران تمکین کرد . به هیچ عنوان قصد مقایسه و داوری بین شما و دیگری را ندارم اما فراموش نکنید در مقابل جوایز به حق شما آقای شجریان هم دو بار نامزد دریافت جایزه ی گرمی شد و بار ها در یونسکو هم به اجرای برنامه پراخت و ... . افتخاراتی که نصیب موسیقی ایران شد نه شخص خاصی .

آقای گلپایگانی در نظر داشته باشید که هنر و سیاست  در طول تاریخ هرگز از هم جدا نبوده اند و هنر ابزاری برای بیان مشکلات توده بوده است. هنرمند آن زمان که همراه و همگام جامعه در حرکت و تکامل بوده است جاودانه شده و آثارش نه تنها برای مردم هم دوره اش که برای نسل های آینده خاطره انگیز و دل نواز شده است . مرغ سحر که از آن یاد کرده اید نمونه ای از آن آثار جاودانه است که برای یک ملت خاطره انگیز است . اثری ساده و روان با مضامین عمیق سیاسی که شاعر و آهنگساز برای بیان اعتراض خود آفریده اند و چون آفریدگانش همراه و همگام مردم بوده اند هنوز هم شنیدنی است .

اگر توانایی تکامل هر اثر هنری را در خود ببینیم باید نسبت به بازخوانی آن همت کنیم . بی شک اگر تکاملی در کار نبود و شعر و موسیقی اش امروزی نبود کسی با مرغ سحر اشک نمی ریخت .

آقای گلپا . زیاده روی  در بکار بردن لفظ من دلیلی بر کمبود ظرفیت محبوبیت و معروفیت هر هنرمندی است . اینکه در هر خانه ای چهار نوار گلپا پیدا می شود آماری بسیار سخاوتمندانه است که هر داور منصفی را نسبت به منبع ارائه دهنده آمار دچار تردید می کند .

 تنبور مست ضمن ادای احترام برای تمامی هنرمندان کشورمان آرزوی سلامت می کند .

   1      2    >>