X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
دوشنبه 31 مرداد 1384 @ 03:00

یک شعر از احمد شاملو

در فراسوی ِ مرزهای ِ تن‌ام
تو را دوست می‌دارم.


در آن دوردست ِ بعید
که رسالت ِ اندام‌ها پایان می‌پذیرد

و شعله و شور ِ تپش‌ها و خواهش‌ها

 

 

به‌تمامی

فرومی‌نشیند
و هر معنا قالب ِ لفظ را وامی‌گذارد

چنان‌چون روحی

 

 

که جسد را در پایان ِ سفر،

تا به هجوم ِ کرکس‌های ِ پایان‌اش وانهد...




در فراسوهای ِ عشق
تو را دوست می‌دارم،
در فراسوهای ِ پرده و رنگ.


در فراسوهای ِ پیکرهای ِمان
با من وعده‌ی ِ دیداری بده.

اردیبهشت ِ ۱۳۴۳

 شیرگاه


بگو یا علی